روژکوهیار
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمد کوهیار ازم - یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸

نگاهی به دو اصطلاح ادبی

سبک و مکتب

از آن جا که هر کدام از اصطلاحات سبک و مکتب از جریانات مهم در بحث های ادبی اند و نیز با توجه به این که میان این دو اصطلاح خلط معنی وجود دارد، جهت روشن شدن مشخصه ها و تفاوت های موجود، نگاهی اجمالی به این دو واژه خالی از سود نیست...


سبک :  estyl

هر شاعر یا نویسنده ای در بیانش، شیوه یا شگردی خاص دارد که از طریق آن، کلامش را با شگردش می آراید پس این شگرد، (سبک) یا همان شیوه ی گفتن است. این طرز، قراردادی نیست بلکه تحت تاثیر عواملی چون جهان بینی فردی، زمینه های تربیتی وتاریخی و نیز گرایش های روحی روانی نویسنده یا شاعر شکل می گیرد.

مکتب :school

عنوان دسته ای از نویسندگان و شعرا است که در خلق آثار خود بر اصولی معین (خلاف سبک) توافق دارند و با تکیه بر آن می نویسند و می سرایند.

اگر مکتب دامنه اش گسترده تر شود و کشورهای مختلفی را تحت تاثیر قرار دهد آن را نهضت می نامند مانند رمانتیسم که ابتدا در آلمان مطرح شد سپس به انگلستان و فرانسه و دیگر کشورها راه یافت. اما  ایماژیسم گروهی از شعرای انگلوساکسون بودند که به خاطر عمومیت نیافتن نظراتشان در دیگر کشورها ،همچنان به عنوان یک مکتب باقی ماند.  ازمکتب های ادب فارسی، مکاتب "وقوع" و "آذربایجانی "قابل ذکراند.

تفاوت های موجود میان این دو واژه:

درشکل گیری مکتب ابتدا اصول معینی پایه ریزی می شود و اعضای گروه به آن رای می دهند سپس مکتب جنبه ی رسمی پیدا می کند  اما در پیدایش سبک ابتدا آثار به وجود می آیند سپس بر مبنای ویژگی های بیانی، آثارنوشته شده دسته بندی می شوند .

مکتب تاسیس می گردد اما سبک همراه با نویسنده یا شاعر خلق می شود .

هر شاعر یا نویسنده ی ماندگاری لزوما دنباله رو سبک خاصی است اما لزوما به مکتب خاصی تعلق ندارد .

سبک اعم بر مکتب است.

پس می توان نتیجه گرفت : مکتب محفلی است اصولی،باضوابطی مشخص و منتخب که شاعران و نویسندگان در آن، شگرد ( سبک ) نویسندگی خود را به نمایش می گذارند.

 

 

                          برگرفته از  فرهنگ اصطلاحات ادبی تالیف سیما داد

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :