روژکوهیار
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمد کوهیار ازم - شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩

                       گلی از گلستان   

                    باب سوم در فضیلت قناعت

یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت  مصطفی (ص ) فرستاد . سالی در دیار عرب بود و کسی تجربه پیش او نیاورد و معالجه از وی در نخواست.


 

پیش پیغمبر آمد و گله کرد که مرین بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستاده اند و در این مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است به جای آورد و رسول علیه السلام گفت این طایفه را طریقتیست که تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بردارند . حکیم گفت این است موجب تندرستی. زمین ببوسید و برفت.

سخن آنگه کند حکیم آغاز   یا سرانگشت سوی لقمه دراز

که  زنا گفتنش خلل زایــد    یا ز ناخـوردنش به جــان آید

لاجـرم حکمتش بود گفتار   خـوردنش تنـدرستـی آرد بـار

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :