بیمارستانی که درمانگاه از آب درآمد !

مسیر منتهی به درمانگاه جدید

 

بیمارستانی که درمانگاه از آب درآمد

امروزه مقوله ی سلامت و بهداشت اجتماعی ، نیازی است که در نبودشان هیچ

توجیهی ، منطقی به نظر نمی رسد لذا نهادینه کردن موضوع سلامت،امری است که

باید به طور جدی به آن پرداخت. کسی که بیش از همگان ضامن سلامت جسم و روح

اجتماع است دولت است. (اصل 29 قانون اساسی،تامین دسترسی عادلانه به خدمات

سلامت را از وظایف دولت برشمرده است )

هدف از این نوشتار نگاهی گذرا به وضعیت و کیفیت خدمات رسانی پزشکی و بهداشتی

در شهری است که هویت و شناسنامه اش سوال برانگیز است چرا که بیشتر از 10 سال

است سرواباد اسم بی مسمای شهرستان را یدک می کشد و فرامین اداری اش 

را نه بخشدار بلکه فرماندار صادر می کند.

این در حالی است که با این تغییر نام، سرواباد از مشخصه های روستایی یا بهتر

بگوییم بخش ،دور شده و متاسفانه از امکانات شهری نیز بی نسیب مانده است.

به قول معروف: از اونجا رانده و در اینجا مانده ! این است هویت فعلی سرواباد .

بیاییم صادقانه و به دور از هر نوع جبهه گیری مغرضانه، به قضاوت بنشینیم و از خود

بپرسیم که سرواباد از 10 یا 12  سال پیش تا کنون ( از زمان تاسیس فرمانداری ) در 

زمینه ی امکانات پزشکی و بهداشتی کدام تغییر مردم پسندی را به خود دیده است؟

آیا صرفاً تغییر فضای فیزیکی بدون فراهم نمودن واجبات پزشکی و بهداشتی آب در

هاون کوبیدن نیست ؟ 20 سال پیش سرواباد از امکاناتی همچون داروخانه،آزمایشگاه

و دکتر عمومی برخوردار بود حال بعد از این همه سال کدام گل دیگری بر سر این شهر

فراموش شده نشسته است تا مرهمی باشد بر این زخم های کهنه !؟

آیا رواست شهری که 10 الی 12سال از شهرستان شدنش می گذرد اما هنوز مادر باردار

برای زایمانش ناچار است مسیر پرخطر مریوان یا احیاناً سنندج را با چنان وضعی برخود

هموار سازد ؟ 

آقای فرماندار

آیا حق نداریم گله مند باشیم ؟ آیا این سهل انگاری مسئولین شهری در سرواباد

نیست؟ شک نداریم که در صورت پیگیری های مجدانه و مصرانه ونه فقط اتکا به یک یا دو

نامه ی اداری ، نتیجه ای بهتر از حال عایدمان می شد . این واژه ها نه بی انصافی است

و نه جبهه گیری شخصی بلکه سراسر زخم هایی است که با خون دل آغشته است !

دلمان به ساختمانی خوش بود که نامش را بیمارستان سرواباد گذاشته بودند حال که

کار فیزیکی و ساخت آن به اتمام رسیده ، اندیشه ها فوران کرد و به بار نشست تا

حاصلش این شود که درمانگاه در محل بیمارستان به کارش ادامه دهد البته و صد البته با

همان خدماتی که در ساختمان قبلی اش ارائه می داد و دیگر خدا می داندکه بهره بردن

از نیازهایی همچون دکتر متخصص ، اتاق عمل ، آزمایشگاه مجهز و دیگر واژه های غریب

چه زمانی برای ما عملی خواهد شد !؟

جای تعجب است که در طی 10 روز گذشته 2 بار انتقال درمانگاه به ساختمان

بیمارستان صورت گرفت .بار اول گویا هنوز آب بیمارستان مشکل داشت ! به ناچار

درمانگاه به محل قبلی برگشت و بعد از سه چهار روز دوباره نقل مکان کرد . ییلاق و

قشلاق کردن معمولاً فصل به فصل رخ می دهد اما این سردسیر و گرمسیر کردن درمانگاه

بی درمان ما روزانه شده !  حال سوال این است :

بهره ی این نقل و انتقالات برای مردم چیست ؟ وقتی امکانات همان امکانات

قبلی  است چرا راه دسترسی مردم به درمانگاه را دشوارتر می کنید؟ چرا

هزینه ای گزاف روی دست مردمی می گذارید که حتی کرایه ی 1500 تومانی

آژانس برایش سنگین است بخصوص برای کسانی که از روستاهای اطراف به

درمانگاه مراجعه می کنند ؟

آفرین بر این همه بینشمندی و تدبیر !

از این ها بگذریم نگرانی اصلی این است که آیا با استقرار درمانگاه در ساختمان

بیمارستان، آرزوی بیمارستان دار شدن سرواباد و بهره بردن مادران باردار از زایشگاهی

امن و آزمایشگاهی مجهز باز هم تمدید خواهد شد و لایه ای دیگر از خاک فراموشی بر

انتظار دیرین خواهد نشست یا خیر ؟                                      

               مسئولین شهری سرواباد !

                              مردم را فراموش نکنید تا فراموش نشوید .

/ 6 نظر / 18 بازدید
کاوان

کاک کۆیار بەداخەوە ئەوانەی وا ئەو هاشوو هووشەیان کرد کە ئەمە ئەکەم و ئەوە ئەکەم کە سەر کەوتن بۆ شورای شار ،تەنیالەبیری ئەوەدان کێ لەگەل فەرماندار دا بڕۆت بۆ پرسە یان کی بێت بە بەرپرس شۆرا یان ئەم جومعە بڕۆن بۆ مزگەوت خوار یان ژوور بەداخەوە مروفی ئەمڕۆ ئەونە پێچیان هەیە دێر دێنە ناسین من بەش بە حاڵی خۆم لەوەی کەکردم بۆیان پەشیوانم

هه ور

کوهیار عزیز حرف دل تمام سروابادی ها رو زدی ممنون از قلم زیبایت و وجدان بیدارت امیدوارم مسولین برای توسعه و ابادانی شهرمان زودتر ازخواب زمستانی برخیزند . و شما کاوان عزیز شورای جدید مدت زمان بسیار کمیست که شروع بکار نموده است باید به منتخبان مردم فرصت داد و روشنفکرانی چون شما و کوهیار عزیز باید همفکر همراه و مراقب ایشان باشند نه اینکه هنوز بسم الله نگفته زبان به انتقاد گشودید. کاش نمی نوشتی پشیمانم

فریق

زۆر سه‌یره‌ هه‌ور!! نازانم ئه‌م کابرا له‌ چی ئه‌ترسێ ناوێرێ خۆی بناسێنێ ، بۆچوونێکی بێ مانا و هیچ وپووچت داناوه‌ ئه‌ی هه‌ور کا کاوان ته‌نیا باس ئه‌و شتانه‌ی کرد که‌ تا به‌ ئه‌مڕۆ بینیمانه‌ و شوراش ئه‌گه‌ر شۆرا بێ همراه و مراقب ی گه‌ره‌ک نییه‌ کاری رۆشنبیر ره‌خنه‌گرتنه‌که‌سانێ وه‌کوو کا کۆیار و کا کاوان ته‌نیا ئه‌توانن وه‌کوو ره‌خنه‌گرێ یارمه‌تی شۆرا بده‌ن که‌ ئه‌مه‌ش بۆ ئه‌وان زۆر باشتره‌

ندا

سلام مطلبتون خیییییییییلی عالی بود انتقاد خیلی قشنگی بود ولی امیدوارم مسیولین محترم هم یه تکونی به خودشون بدن یعنی ممکنه؟؟؟؟؟

بابک

موفق باشید

...

مرسی خوب بود