لذت یا ذلت ؟

بسیاری از این داشته ها را از اجتماعی می گیریم که خود از سازندگان  آن هستیم . حال از خود بپرسیم برای به ثمر نشستن درخت اجتماع ، تا چه میزان نگاهمان را با نگریستن در محیط ، بارور کرده ایم ؟

بی شک همه می خواهیم از زندگی لذت ببریم  لذتی که پایه هایش را شاخصه هایی همچون صداقت ، شهامت و درایت استوار نموده است چرا که در نبود هر کدام از این شاخص ها ، لذت حقیقی سکویی برای تجلی نخواهد یافت !

 می شود با بینشی انسانی ، لذتی انسانی را نیز برای خود و دیگران به ارمغان آورد . اگر نگاهی نگرش وار به پیرامون خود بیندازینم ، بی شک خواهیم دید که در میان این همه بی لذتی و ذلت ، باز هم می شود ارمغانی راستین از رضایت و لبخند بر لب نشاند .

لذت ها به فراوانی نگرش هاست ، یکی از مطالعه لذت می برد دیگری از طبیعت . فردی برای زندگی اش موسیقی می نوازد و فردی دگر لذت برخاسته از ذلت را پاسخگوی نیازهایش می داند . این ها و بسیاری دیگر از لذت ها بیانگر این نکته است که تفاوت در نگرش ها تفاوت در یافته ها را در پی دارد و باز هم بسیاری از این یافته ها را از همان اجتماعی می گیریم که خشت هایی از آن را با ملاتی از باورهایمان روی هم نهاده ایم تا شاید دری به روی فردایمان بگشاییم . نکته این جاست که آیا دری را که به روی زندگی گشوده ایم نتیجه اش لذت است یا ذلت ؟

به طور مثال کسی که با بودن در طبیعت و لذت بردن از آن ، خواسته یا ناخواسته در مسموم کردن طبیعت نقش دارد از طبیعت لذتی می برد بر پایه ی ذلت ! شاید بسیاری از خطاهای ما عمدی نیستند بلکه  به دلایلی از جمله : عادات فردی یا گروهی ، سهل انگاری و یا جبر روزگار باشد ولی باز هم به حکم انسان بودنمان ، می طلبد با دوباره نگریستن در پندارهایمان ، از پنداری دیگر برای لذت از بودن پرده برداریم چرا که بسیاری از باورها و اندیشه ها بنا به دلایلی خاص چهره در نقاب کشیده اند و این جاست که باید رسالت بزرگ انسانی شکوفه دهد و برای لذت منهای ذلت سرودی به رنگ سبز جاودانگی بخواند آن هم تنها به حکم بلند انسان بودنمان .  

91/10/10

/ 0 نظر / 19 بازدید