ریگ آموی پرنیان شد !

 

امیدی برای فرزندان ، نه خود ! تا تسلای از دست رفته ی ده ساله را با دهه ای دیگر بتواند بازآفرینی کند . چه دانه ی آرزوهایی که مجالی برای رویش نیافت و در مزرعه ی دل ها همچنان جوانه ماند تا اکنون نهالی شود و درختی که سایه گستراند بر فرزندانمان . فرزندانی که در همان ابتدای نو نهالی آموخته بودند که باید ابتدا بپرسند : بابایِ معلمم ... د  ا  ر  ی  م  اینو برام بخری ؟ رسمی نشدی ؟ پس کی ؟ و پاسخ ما : نه ! نه ! معلوم نیست ! آن ها نمی دانستند  رسمی یعنی چه . تنها تعبیرشان از واژه ی گمگشته ی رسمی تنها و تنها مالکیت عروسک و لواشک و پشمک بود که دریغا پشمک آرزو هایشان ، پشمی بیش نبود ! بگذریم... یک دهه گذشت و ما سنگ صبورماندیم چرا که عاشق کارمان بودیم .

در هر حال صدور احکام استخدام معلمان حق التدریس را که هنوز جوهرش خشک نشده ، به فال نیک می گیریم وبا توانی فراتر از دیروز در خدمت فرزندان امروز آموزش و پرورش خواهیم ماند . با سپاس از وزیر آموزش و پرورش، آقای حاجی بابایی که با وجود گذشت زمانی اندک از سکانداری جامعه ی  آموزش و پرورش، توانستند تحولی شگرف در پیکره ی این نهاد خلق کنند .

         <<آب جیحون فرو نشست ، ریگ آموی پرنیان شد .>>

/ 0 نظر / 15 بازدید