گلی از گلستان

 

پیش پیغمبر آمد و گله کرد که مرین بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستاده اند و در این مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است به جای آورد و رسول علیه السلام گفت این طایفه را طریقتیست که تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بردارند . حکیم گفت این است موجب تندرستی. زمین ببوسید و برفت.

سخن آنگه کند حکیم آغاز   یا سرانگشت سوی لقمه دراز

که  زنا گفتنش خلل زایــد    یا ز ناخـوردنش به جــان آید

لاجـرم حکمتش بود گفتار   خـوردنش تنـدرستـی آرد بـار

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید